ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
152
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
مسجد فاطمه نمونهى زيبايى از سبك معمارى ايرانى در كنار دماغهى شيكوف بنا گرديده و منارهى آن شاهكارى از ظرافت و زيبايى است . مقبرهى امامزاده [ از نظر ساختمانى ] از اهميت چندانى برخوردار نيست ، ولى اين خصوصيت را دارد كه زنان نازا را بچهدار مىكند . از آن معتقدات مذهبى كه در آيينها و كشورهاى ديگر نيز نظيرش پيدا مىشود . در مسافت شش ورستى باكو صخرهى سوراخدارى قرار دارد كه دهانهى بزرگ آن به روى درهيى شيبدار ، لخت و بىحاصل و آهكى باز مىشود كه بيابانهاى خشك و لميزرع حجاز در مقايسهى با آن به گمان من تفرجگاه خوش منظره و جاى خوشگذرانى محسوب مىشود : دروازهى گرگها همين جا است . پيش از ترك باكو دو جاى شگفتانگيز و تقريبا معروف مانده بود كه هنوز نديده بوديم . يكى شعلههاى دريايى و ديگرى معبد آتش جاويدان . شبى از شبها با يك قايق بزرگ بخارى كه بارون هوبش « 1 » ، فرماندار شروان و يكى از مردان نيك روزگار با كمال لطف در اختيار ما گذاشته بود به سوى يكى از خليجهاى بىشمار آبشوران رهسپار شديم . آب كاملا صاف و آرام بود و روى آن را قشر نازكى از نفت پوشانده بود . يكى از جاشويان به الياف كتان آتش زد و آن را به دريا انداخت . بلافاصله تمام سطح خليج شعلهور گرديد ، اما اين شعلههاى زردرنگ حرارت بسيار كمى داشتند . ما در ميان شعلههاى آتش در دريا قايقرانى مىكرديم . منظرهى بسيار شگفتانگيزى بود ، ولى بيش از چند لحظه طول نكشيد . قشر پهناورى كه مىسوخت به جزيرههاى كوچك منقسم شد و بعد يكبهيك خاموش شدند ، به جز يكى از آنها كه تا هنگامى كه ما نزديك ساحل رسيده بوديم ، هنوز هم شعلههاى آن نمايان بود . معبد معروف آتش جاويدان يا آتشگاه نزديك بخش سوراخانى و در فاصلهى هفده
--> - شهيد كردند كسان امام كه از عربستان به عراق مىآمدند اين خبر را كه شنيدند متفرق شدند . بىبى هيئت با حضرت معصومه بودند . از يكديگر جدا شده ، بىبى هيئت به رشت آمده آنجا نتوانست اقامت فرمايد . به بادكوبه فرار كرده و در اين ده كه معروف به ده شيخ است و شيعىها آنجا مسكن داشتند ، تشريف آوردند و همانجا رحلت فرمودند . . . . سفرنامهء صنيع الدوله ، ص 53 . م . ( 1 ) . Baron Hubsch